همیشه این گونه بوده است کسی را که خیلی دوست داری زود ازدست می دهی... پیش از
آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد و دور می شود...فکر می کردی می
توانی تا اخرین روزی که زمین به دور خود می چرخد و خورشید از پشت کوهها سرک می کشد
در کنارش باشی.هنوز بعضی حرفهایت را به او نگفته بودی هنوز همه ی لبخندهای خود را
به او نشان نداده بودی... همیشه این گونه بوده است. کسی که از دیدنش سیر نشده ای
زود از دنیای تو می رود وقتی به خودت می آیی که حتی ردی از او در خیابان نیست...
فکر می کردی می توانی با او به تمام باغ ها سر بزنی و خرده های نان را به مرغابی
های تنها بدهی. هنوز روزهای زیادی با او باید به تماشای موجها می رفتی هنوز ساعت
های صمیمانه ای باید با او اشک میریختی همیشه این گونه بوده است...وقتی دورت پر است
از نیلوفرهای پرپر خوابهای بی رویا و آینه های بی قاب وقتی از همیشه بیشتر به او
محتاجی ناباورانه او را در کنارت نمیبینی... فکر می کردی دست در دست او خنده کنان
به ان سوی نرده های اسمان خواهی رفت ودامنت را از بوسه ونور پر خواهی کرد... هنوز
پیراهن خوشبختی را کا مل بر تن نکرده بودی هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او
زمزمه نکرده بودی... همیشه این گونه بوده است... او که برای همیشه می رود انقدر
تنها می شوی که نام روزها را فراموش می کنی... از عقربه های ساعت می گریزی و هیچ
فرشته ای به خوابت نمی اید... احساس می کنی به دره ای تهی از باران و درخت سقوط
کرده ای... احساس می کنی کلمات لال شده اند پل ها فرو ریخته اند دستها یخ کرده اند
و پروانه ها سوخته اند...راستی اگر او هنوز نرفته است اگر هنوز باد همه ی
شمعهایت را خاموش نکرده ... قدر تک تک نفسهایش را بدان وبه فرشته ای که می خواهد او
را از زمین تو به اسمان کس دیگر ببرد بگوتو را به صدای گنجشک هاو بوی خوش ارزو ها
سوگند می دهم او را از من نگیر...
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:40 توسط nafas
|
خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده ، تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری ...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 21:31 توسط nafas
|
خواســتن ، همیشه توانســتن نیست ... گاهی فقط داغ بزرگی ست که تا ابد بر دلت خواهد ماند ... !
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 21:31 توسط nafas
|
ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ...
اگه خوابم اگه بیدار ، توی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 21:21 توسط nafas
|
مي خوام يه قصري بسازم پنجره هاش آبي باشه من باشم و تو باشي و يه شب مهتابي باشه امشب مي خوام از آسمون ياسهاي خوشبو بچينم امشب مي خوام عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم اشكي بدون چشمات رو به صد تا دنيا نمي دم يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم